استراتژی قیمت گذاری برای فروش بیشتر

تعین قیمت برای هر بیزینس میتونه از سخت ترین مراحل باشه، دلیلش این هست که باید به کلی موارد مختلف توجه کرد و البته که این موارد رو به هم مربوط کرد… برای مثال چه مقدارهزینه در مراحل ساخت صرف شده؟ چه مقدار هزینه ی مازاد براورد شده؟ نسبت سرمایه ی اولیه به هزینه چقدر بوده است؟ سطح اقتصادی گروه هدف برای ان بیزینس چه مقدار میباشد؟ البته که باید تمامی این عوامل بررسی بشن و به یک نتیجه ی واحد برای قیمت گذاری برسند. اما در این بین مهم استراتژی قیمت گذاری هست که سازمان برای ورود محصول یا خدمات به بازار تعین میکنه… این استراتژی بر اساس موقعیت بازار، بازار رقابتی، رفتارشناسی مخاطب و البته پیش بینی شرایط اقتصادی و اجتماعی طی شش ماه اینده تعین میشود.
اگر بخواهیم به طور کلی استراتژی قیمت گذاری رو تعریف کنیم باید بگیم:
هدف هر سازمان فروش محصول و رسیدن به سود هدف هستش… استراتژی قیمت گذاری راه و روش از قبل تعین شده برای ایجاد قیمت رقابتی و برنده شدن در بازار رقابتی میباشد که باعث بدست اوردن سود بیشتر شود.
هر سازمان میتواند بنا به شرایط خود استراتژی مناسب خودش رو طراحی کنه، با این حال در ادامه به بررسی هشت استراتژی محبوب قیمت گذاری به طور خلاصه میپردازیم:

یک.  استراتژی نفوذ:

این استراتژی به معنای ورود به بازار با قیمت خیلی پایین و شکستن قیمت های بازار رقابتی میباشد، البته این استراتژی مناسب بیزینسهایی هست که مزیت رقابتی خاصی ندارند اما از نظر کیفیت همپای رقبا هستند… این بیزینسها برای برنده شدن در بازار رقابتی لازم دارن برای خودشان یک مزیت رقابتی تعریف کنند که به سراغ استراتژی نفوذ و شکستن قیمت های رقابتی میروند… مثال Sky Tv

دو. استراتژی اقتصادی:

در این استراتژی سازمان یک لاین محصول رو به بازار معرفی میکنه و اعلام میکنه تا یک هفته محصول به نصف قیمت بازار رقابتی عرضه میشه این کار باعث جلب توجه جامعه ی هدف میشه و تبلیغات قیمتی برای سازمان میشه و بعد از یک هفته و اتمام پروموشن قیمت باقی مانده ی محصول (که بخش اعظم ان است ) با قیمت بالا عرضه میشه… مثال: استراتژی بیشتر ایرلاین های خارجی …

سه. استراتژی روانشناسی:

این نوع از استراتژی رو فکر میکنم همه باهاش اشنا باشیم، استراتژی جایگزین قیمت رند بالا با قیمت غیر رند اما پایین تر هستش مثلا به جای ۱۰۰ هزار تومان، فروش به قیمت ۹۷ هزار تومان انجام بشه. این کار باعث میشه مخاطب از نظر روانشناسی قیمت کمتر رو جدی بگیرد.

چهار. استراتژی بر اساس پکیج محصول:

در این استراتژِی سازمان محصولات یا خدمات خود را در غالب چند پکیج با قیمت های مختلف عرضه میکند. این استراتژی بیشتر مناسب بیزینسهای خدماتی مثل کارواش، خدمات زیبایی و … میباشد. این استراتژی باعث گردش و عرضه ی سود روز پکیج های مختلف میشود.

پنج. استراتژی اپشن اضافه:

حتما پیش اومده که شما با یک ایر لاین ارزان قیمت تصمیم به سفر بگیرید اما زمانی که توی هواپیما نشستید ببینید برای هر اپشن اضافه مثل خوراکی، روزنامه و … باید هزینه بپردازید، بنابراین این ایرلاین با قیمت پایین مشتری جذب کرده اما با هزینه های جانبی که از مشتری دریافت میکند کمبود قیمتش جبران میشود.

شش. استراتژی تله:

در این استراتژی شما اصل محصول رو با قیمت پایین عرضه میکنید اما واقعیت این هست که اون محصول برای کار کردن به محصول جانبی نیاز دارد که شما اون رو با قیمت دیگری عرضه میکنید برای مثال شما یک پرینتر دارید و اون رو با قیمت پایین به فروش میرسانید اما پرینتر بدون کارتریج کار نمیکند پس شما محصول جانبی را هم با قیمت متفاوت دیگه ای عرضه میکنید که مجموع قیمت محصول اصلی و جانبی سود شما را تامین میکند.

هفت. استراتژی پروموشن:

احتمالا همه ی ما با این نوع استراتژی اشنایی داریم، استراتژی که در ان عرضه ی محصول همراه با تخفیف ویژه، گیفت، سمپل، ووچر، کارت تخفیف و … همراه است. اصولا این استراتژی مناسب بیزینسهایی است که تازه میخوان خودشون رو به بازار معرفی کنن و کیفیت خیلی خوبی دارند.

هشت. استراتژی رقابتی:

در این نوع استراتژِی شما از نظر کیفیت همپا یا بهتر از رقباتون هستید اما در یک بحث درون سازمانی خیلی خیلی بهتر عمل میکنید مثل خدمات مشتریان بنابراین با قیمت بالاتر وارد بازار میشید اما تمرکز اصلی رو روی تبلیغات و مانور بر مزیت رقابتی خود میذارید.

نویسنده: شبنم حسینی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.