روز نوشته‌های دوران راهبی

زندگی در برج – ما مشاور هستیم

[av_textblock size=” av-medium-font-size=” av-small-font-size=” av-mini-font-size=” font_color=” color=” id=” custom_class=” av_uid=’av-krdrrrh3′ admin_preview_bg=”]
تهران گردباف مشاور است

استعاره “زندگی در برج” را شاید برای بیش از ده نفر از دوستانم تعریف کرده ام و حدود نه ماه می شود که می خواهم آن را بنویسم. اما هر روز این مورد را پشت گوش می اندازم. حس کردم امروز فرصت مناسبی است برای نوشتن و تعریف کردن.

به نظر من زندگی مانند ساکن بودن در یک برج بلند مرتبه است (حتی نمی دانم چند طبقه). هر کدام از ما ساکن یک طبقه هستیم که آن طبقه حاصل میانگین طبقه اقتصادی ما، فرهنگ، بعضا تحصیلات، نتورک، پوزیشن شغلی و … می باشد.

هر طبقه امکانات خاصی دارد. طبقات اولیه و پایین حتی پنجره هم ندارند. هر چه بالاتر می رویم متراژ خانه ها بزرگتر و تعداد پنجره ها و اندازه آن ها هم بزرگتر می شود. تا اینکه به طبقات آخر می رسیم (می گویند خانه ها بسیار بزرگ است و دورتادور آن ها شیشه برای لذت بردن از یک ویوو ۳۶۰ درجه)

هر کدام از ما همین الان در یکی از این طبقه ها ساکن هستیم و به احتمال زیاد در تلاش برای رسیدن به طبقات بالا. این طبیعی است، ذات بشر پیشرفت و رفاه را دوست دارد. هنگامی که در تلاشیم که به طبقات بالا برسیم درون راه پله که راه می رویم، پُر هست از اسکلت و جنازه افرادی که در میانه راه تلف شده اند. بالاخره با تمام تلاش (به فرض که به طبقه مورد نظر رسیدیم) متوجه چیز تعجب برانگیزی می شویم. علی رغم تمام تلاش برای رسیدن به رویایمان، اتفاق عجیبی می افتد، آن طبقه در واقعیت به آن شکل که در ذهن ما بود، نیست. به قول معروف “توی ذوق ما می خورد”

به همین خاطر است که خیلی اوقات به هدف می رسیم اما رضایت نداریم.

اما چه باید کرد؟

آیا بهتر نمی بود که برای رسیدن به آن طبقه، قبل از تلاش و کوشش برای رسیدن، تلاش می کردیم که یکی از ساکنان آن طبقه را پیدا کنیم تا بلکه از ویوو و منظره آن طبقه برایمان بگوید. شاید هم بخت با ما یار بود و روزی ما را به طبقه اش دعوت کرد.

شاید پنجره هایش به آن بزرگی که ما فکر می کردیم نبود، یا حتی شاید پنجره ها از آن که فکر می کردیم بزرگتر بود و نور افتاب از آنچه در ذهن ما هست بیشتر و آزار دهنده بود.

شاید آن طبقه اصلا درون ابرها بود و هر گاه پنجره را باز می کردی از مه دلت می گرفت.

مشاوره

به نظرم ما همیشه باید از تعریف های افراد طبقه بالا (یا طبقه مد نظر خودمان) استقبال کنیم و مشتاقانه پای صحبت هایشان بنشینیم.

در نظر داشته باشید هستند کسانی که آزادانه بین این طبقات رفت و آمد می کنند. بدون اینکه لزوما طبقه خودشان باشد.
این افراد مشاوران هستند. (مشاور کسب و کار ، حقوقی، مالی، روانشانسی و …).
به همین دلیل مشاورها برای ما تعریف های بسیاری از طبقه مورد نظر ما دارند. اینجا دیگر بر می‌گردد به ذهن و برداشت هر مشاور و نحوه تعریف و انتقال آنچه که دیده برای ما.

منبع: برگرفته از وبلاگ شخصی حمید طهماسبی

[/av_textblock]

[av_comments_list av-desktop-hide=” av-medium-hide=” av-small-hide=” av-mini-hide=” alb_description=” id=” custom_class=” av_uid=’av-kbyln0′]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *