روش DTY یا تاب مجازی است ( Draw Texturing / False Twist Texturizing ) که از دهه پنجاه میلادی رواج یافت و اولین بار به صورت تجاری ماشین آن به منظور ایجاد نخ  نایلون در سوییس تولید شد. در قدیم نخ از سوزنی رد می­شد ( spindelette  ) و سوزن با سرعت چند صد هزار دور در دقیقه همزمان با عبور نخ، می چرخید و به آن روش تاب مجازی گفته می‌شد، چون در دو سمت سوزن تاب Z و S ایجاد می­شود این دو تاب می­خواهند یکدیگر را خنثی کنند ولی وقتی نخ را رها می­کنیم، تاب کاملاً باز نمی­شود. با گذشت زمان و توسعه این روش، سرعت تولید توانست به حدود ۲۰۰ متر در دقیقه برسد که از صرفه اقتصادی برخوردار نبود. برای افزایش سرعت، آلمانی­ها و انگلیسی­ها سراغ تاباندن نخ توسط اصطکاک در سطح بزرگتری از سوراخ سوزن رفتند که از یکسری دیسک­ها که می­چرخید و نخ از لابلای آن دیسک­ها عبور می­کرد و تاب می­خورد . در واقع در این روش سه ستون دیسک هست که می­چرخند و نخ از وسط این سه عبور می کند تا تاب مجازی ایجاد شود. جنس دیسک­ها عمدتاً  سرامیک یا پلی اورتان و دارای روکش پلی­اورتان یا الماس می‌باشد. در واقع جنس دیسک­ها با توجه به کاربرد نهایی از تنوع بالایی برخوردار است. این سه ستون دیسک هر کدام بستگی به نوع نخ تعداد دیسک­های متفاوتی دارند. اگر دیسک­ها کار خود را به خوبی انجام ندهند ، نخ با پدیده­ای به نام کچلی و یا کریمپ و موج بی ثبات مواجه می­شود.

تکسچرایزینگ تاب مجازی

در این روش تغذیه دستگاه به واحد اصطکاکی یا اسپیندل، معمولاً از بالا به پایین است و برای اینکه ارتفاع ماشین کم شود، می­توان تغذیه دستگاه را از کنار انجام داد. این روش برای نخ­هایی در مقیاس­ میکرو ( حدود ۰٫۵) تا dpf ۵دنیر رایج است.

به طور خلاصه، نخ POY بین دو غلطک کشیده می­شود تا هم نخ کشیده شود و هم در هیتری که در ابتدای مسیر است، داغ شود . واحد فریکشن شامل همان سه ستون ذکر شده در این ناحیه و بعد از هیتر می‌باشد. نخ در واحد فریکشن یا تاب اصطکاکی، تابانده شده و یک جهت تاب به عقب بر می‌گردد و جهت دیگر به بعد از واحد فریکشن و با توجه به اینکه نخ به سمت بعد از فریکشن حرکت می‌کند، به راحتی می‌تواند به تفاوت میزان تاب باقیمانده و همچنین اختلاف تنش نخ در قبل و بعد از واحد فریکشن پی برد ( T1 و T2). درواقع، تاب به عقب برگشته و به علت داغ بودن نخ، ساختمان ظاهری آن از حالت صاف به جعد تبدیل می‌شود و شکل ظاهری بعد از عبور مجدد از فریکشن و سرد شدن در ناحیه خنک کننده حالت فنری به خود می‌گیرد. تعداد دیسک­ها، جنس دیسک­ها، درجه حرارت قسمت خنک کننده و مدت زمان (طول المان‌ها و سرعت ) همگی باید کنترل شود تا جعد در سراسر نخ به طور یکسان و یکنواخت ایجاد شود و دارای ثبات نیز باشد.

کریمپ کنتراکشن (cc)، کرمپ مدول (cm) و کریمپ استابیلیتی (cs) به ترتیب پارامترهای برگشت پذیری، ثبات و مقاومت در برابر کشش است که باید بعد از تولید نخ اندازه­گیری و بررسی شوند که هر کدام استاندارد خود را دارند و اگر خارج از استانداردها باشد، باید به تنظیمات ماشین رجوع شود و پارامترهایی مانند حرارت و سرعت‌ها تغییر داده شوند.

در روش تاب مجازی، پدیده‌ای تحت عنوان سرجینگ وجود دارد که تنش نخ را قبل از آنکه وارد فریکشن شود، اندازه می‌گیرد و میزان این تنش باید ثابت باشد. وقتی این تنش متغیر باشد اصطلاحاً می‌گویند سرجینگ اتفاق افتاده و نخ در این صورت ناپایدار است که این امر مطلوب نیست. اگر همه فرآیند درست و فاقد سرجینگ تنظیم شده باشد، برای دستیابی به سرعت حداکثری ممکن بعد از افزایش زیاد سرعت و مشاهده بی ثباتی، باید سرعت کاهش یابد تا میزان تنش ثابت بماند که این سرعت ایده­آل است و با آن حدود سرعت ادامه می­دهیم. (این قطعه غیر ضروری صرفاً برای بحث تکسچره هوا ذکر شد ).

از آنجا که در فرایند تاب مجازی یا DTY با نخ های ترموپلاستیک سروکارداریم، نخ بعد از عملیات فریکشن، می­تواند یک هیتر دوم هم قرار گیرد که جعد و فنریت نخ را تثبیت و تنش‌های موجود در نخ را به حداقل برساند. در صورت قرار ندادن هیتر دوم، حالت الاستیک نخ بیشتر می‌شود که معمولاٌ برای نایلون هیتر دوم وجود ندارد ولی برای پلی­استر عمدتاً هیتر دوم ضروریست، چون پارچه تاری­پودی باید حالت کشسانی کمتری داشته باشد.

به طور کلی، نخ DTY که به آن تکسچره سنتی هم گفته می‌شود، نخی است که حالت فنری و تاب زنده دارد و نمی­تواند به لحاظ ظاهری و حتی به لحاظ جذب رطوبت و حبس هوا، با نخ­های اسپان یا ریسیده رقابت کند. درواقع، این نوع نخ هم کاربردهای خاص خود را دارد و در صنعت گردبافی بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرد.

نمایی از دستگاه DTY