چگونه در بازار شهرت کسب کنیم؟ – ایده زیبا
[av_textblock size=” font_color=” color=” av-medium-font-size=” av-small-font-size=” av-mini-font-size=” av_uid=’av-jve6wf72′ admin_preview_bg=”]
خیلی ها این سوال ذهنشون رو مشغول کرده که وقتی اعتبار ندارم، چطور اعتبار کسب کنم؟
مثلا اگر آرایشگر برد پید باشی، دیگه برای کسی مهم نیست که چطور به این نقطه رسیدی. خود این جمله به تنهایی، توانایی و اعتبار رو منتقل میکنه. مردم با هیجان به همدیگه میگن: ” آرایشگر برد پیت! “، و برای تو صف میبندن.
شاید تمام کاری که کردی این بوده که یک بار در اصلاح موهای برد پیت کمک کردی، و یکدفعه از تو خواستن کمک کنی که در عرض دو دقیقه سرش رو بتراشی. شاید یک بار موهاش رو آرایش کرده باشی و بعد بخاطر گندی که زدی سرت داد کشیده باشه. فرقی نمی کنه. باز هم حسابه.
این حقیقت زشتیه که شهرت شهرت میاره. جمله مثل ” پر فروش ترین نویسنده سال ” باعث میشه کتابت خیلی بفروشه؛ تا حدی که بعضی نویسنده ها حجم عظیمی از کتاب خودشون رو میخرن تا آمار فروششون بالا بره. وقتی که فروش به اندازه کافی بالا رفت، دروغ تبدیل به حقیقت میشه.
جملهی معروفی هست که میگه: « اینقدر اداش رو در بیار تا خود اون چیز بشی.» شاید از این کار احساس بدی پیدا کنی. ولی قول میدم، تقریبا هر کسی که به جایی رسیده، در یک نقطه ای این بازی رو بازی کرده. این یکی از دلایلیه که پیشرفت از نقطه صفر کار سختیه.

ریچارد برنسون (سرمایه گذار و کارآفرین انگلیسی، موسس شرکت Vigin Group متشکل از بیش از ۴۰۰ شرکت)، در نوجوانی تصمیم گرفت در مجله ی بی نام و نشانش به چند بانک بزرگ آگهی بفروشه. برونسون به یکی از این بانک ها زنگ زد – که اسمش رو میگذاریم بانگ الف – و بهشون گفت که رقیب شماره یک آنها یک تبلیغ تمام صفحه در مجلهی برنسون سفارش داده. آیا بانک الف مایل است با یک آگهی دیگر جوابش را بدهد؟ ( در حالی که بانک ب ابدا چنین کاری نکرده بود). وقتی بانک الف یه آگهی سفارش داد، اون وقت برنسون با بانک ب تماس گرفت و همین کارو تکرار کرد.
اگر هنوز هم بدنبال اعتبار میگردی، میتونم چند ایده پیشنهاد بدم:
برای یک آدم معتبر ، مجانی کار کن، تنها شرطتت این باشه که بتونی این کارو در رزومه خود بگذاری. لازم نیست کسی بدونه که این کارو مجانی کردی، همه تصور میکنن که براش پول گرفتی.
بدون گرفتن اجازه کسی، براش کار کن. برو جلو: یه لوگوی جدید برای یاهو طراحی کن. یا یه فیلمنامهی بهتر برای بتمن بنویس. بعد بگذارش روی اینترنت و سعی کن تا جای ممکن منتشرش کنی و کاری کنی همه ببینن.
از ارتباطتت بهره بگیر. حتما یه نفرو میشناسی که در یک جای معتبر کار میکنه. شاید یه استاد دانشگاه، یه مدیر سابق، یا یه دوست در یه شرکت بزرگ داشته باشی. راهی پیدا کن که یه کاری برای اونها انجام بدی، هرچقدر هم که کوچیک باشه. حالا اولین «برد پیت» خودت را گیر آوردی.
هر اعتباری که به دست بیاری، بدنبال خودش اعتبار بیشتر میاره. تو تا ابد «آرایشگر برد پیت» میمونی. وقتی که اولین اسم رو گرفتی، اسمهای دیگه هم پیدا میکنی؛ و خیلی زود اون اعتبار واقعی که به دنبالش بودی رو بدست میاری.
[/av_textblock]
[av_comments_list av-desktop-hide=” av-medium-hide=” av-small-hide=” av-mini-hide=” av_uid=”]
